خرید بک لینک
شایذ برای فراموشی باید نوشت.چند سال پیش وقتی در موسسه ی محل کارم منتظر همکارم بودم روی میز وسط سالن تعدادی کتاب بود. یکی از کتاب ها توجهم را بیشتر جلب کرد چون نام مولانا روی آن بود. الان بخاطر ندارم کادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 7 تير 1399 ساعت: 23:13

در زیر آسمان تهران روی پشت بام قدم میزدمشهر عجیبی ست! جایی که به آن تعلق داشتم شبهایش ستاره باران بود. آسمانی بشدت تیره و صاف و پر از نور های رنگارنگ. آسمان اینجا کدر است. و چیزی که در شب چشمهایت را نادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 7 تير 1399 ساعت: 23:13

☻دقیقا مثل 11 سال پیش اینجا همچنان حکم صندوقی رو داره که میام و مینویسم و ثبت میکنم برای خودم.برای رهایی از مجموعه ای از اتفاقات و آدمها و ثانیه ها و احساسات و دنیا... می نویسم برای خودم تا هم فراموش ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 7 تير 1399 ساعت: 23:13

+ کاش می شد روزهایی خالی از حس بودخالی از حس تنفر خالی از حس غم، حسرت... خالی از دوست داشتن خالی از شوق، خالی از شادی... خالی از حرکت کردن از پرواز کردن و رسیدن! کاش روزهایی بود که با دکمه ای همه چیز ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 16 ارديبهشت 1399 ساعت: 13:50

- بیا! وقت رفتن است!اینکه سرزمین جدید با خود چه دارد را نمی دانم. اینکه داستان چیست را هم نمی دانم. اما کاش بعدی مقصد باشد. از این همه نرسیدن خسته ام. از این همه وجود نداشتن، از این همه تلاش کردن و تعادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: سه شنبه 5 فروردين 1399 ساعت: 17:54

خیلی عجیبه! میام اینجا که بنویسم وقتی جایی برای نوشتن ندارم اینجا همیشه تنها جایی بوده که میتونستم برگردم و بنویسم از همه چی ولی عجیبه! یه مدته زیادیه نمیتونم بنویسم میام خیره میشم به صفحه ی سفید تایپادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 22:41

متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشدبا این حال ممکن است مرورگرتان توسط پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: يکشنبه 20 بهمن 1398 ساعت: 22:41

تو می نویسی برای خودت برای دنیای کوچکی که اینجا ساختی تا اگر روزی نبودی بماند تو می نویسی رهگذری می آید می خواند بی صدا بدون حرف و می رود و رهگذری دیگر و دیگر... یکی می فهمد یکی حس می کند یکی می خندادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:06

یادمه ترم هفت بودم و بایکی از سال پایینی هام منتظر بودیم تو ایستگاه اتوبوس و در حال گفتگوبا اینکه سال پایینی بود ولی از نظر سنی از من بزرگتر بود. داشتیم درباره ی اینکه من تصمیم گرفتم برای ادامه تحصیل ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:06

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:06

این حالت رو که وقتی پر از حرفی ولی وقتی پای گفتن یا نوشتنشون میاد دقیقه ها خیره می شی نه کلمه ای برای گفتن پیدا میکنی و نه نوشتن، درک نمی کنم.کمی فکر... کمی تکان خوردن لبها تعدادی خطوط عجیب روی کاغذ وادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:06

یه بار یه جایی یه متنی خوندم که زندگی ما آدمها مثل کتاب می مونهقرار نیست همه ی فصل هاش قشنگ باشن قرار نیست همه شخصیت هایی که در برابرمون قرار می گیرن رو دوست داشته باشیم قرار نیست همه اتفاقا شیرین باشادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:06

+گاهی با خودم فکر می کنم چه بلایی بر سر آن دخترک خیال پرداز و خجالتی آمد؟! دخترکی که عاشق آسمان شب هر چهار فصل بود. بهار، تابستان، پاییز، زمستان... هر شب، بین ساعت های 3 تا 5 صبح دخترکی که ساعت ها رویادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:06

+ وقتی هم رفتن درست است و هم نرفتن وقتی هم ماندن غلط است و هم نماندن وقتی تنهای تنها گیر می کنی بین هزاران درست و غلط و نمی دانی چه چیز بهترین است و چه چیز بدترین وقتی بی نهایت کلمه از چشمانت جاری می ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 30 آذر 1398 ساعت: 11:06

همیشه برام سوال بوده که وقتی یه کتابی تموم میشه وقتی یه فیلمی تموم میشه داستان اون آدم ها هم همونجا تموم میشه؟اصلا این آدما وجود دارن؟ وجود داشتن؟ یا داستان زندگیشون نشونه ی رویاهای دفن شده ی خالقشونهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آدرین زارعی‌نیا تاريخ: شنبه 18 خرداد 1398 ساعت: 14:36

صفحه بندی